شبزندهدار رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خاطر بیآرزو از رنج یار آسوده است
خار خشک از منت ابر بهار آسوده است
گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار
خاطرت از گریه بیاختیار آسوده است
هرزهگردان از هوای نفس خود سرگشتهاند
گر نخیزد باد غوغاگر غبار آسوده است
پای در دامن کشیدن فتنه از خود راندن است
گر زمین را سیل گیرد کوهسار آسوده است
کجنهادی پیشه کن تا وارهی از دست خلق
غنچه را صد گونه آسیب است و خار آسوده است
هرکه دارد شیوه نامردمی چون روزگار
از جفای مردمان در روزگار آسوده است
تا بود اشک روان از آتش غم باک نیست
برق اگر سوزد چمن را جویبار آسوده است
شب سرآمد یک دم آخر دیده بر هم نه رهی
صبحگاهان اختر شبزندهدار آسوده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و خواستههای دل پرداخته و به توصیف رنجها و آسایشهای عشق و زندگی میپردازد. شاعر میگوید که در زندگی، برخی از افراد با آرزوهای بیپایان و رنجهای ناشی از آن آسودگی ندارند، در حالی که برخی دیگر با پذیرش شرایط خود میتوانند آسودهتر باشند. همچنین، در این شعر اشاره به تأثیر عشق و نفوذ آن بر احساسات فردی وجود دارد و به نوعی به نقد رفتارهای ناپسند جامعه و انسانها میپردازد. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید میکند که با وجود غمها و چالشها، همیشه امید و روشنایی وجود دارد.