سیه مست رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟
ناله مستانه دلهای غمپرورد کو؟
ماه مهرآیین که میزد باده با رندان کجاست
باد مشکیندم که بوی عشق میآورد کو؟
در بیابان جنون سرگشتهام چون گردباد
همرهی باید مرا مجنون صحراگرد کو؟
بعد مرگم میْکشان گویند در میخانهها
آن سیهمستی که خمها را تهی میکرد کو؟
پیش امواج حوادث پایداری سهل نیست
مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع میباید رهی
گر نهای بیدرد اشک گرم و آه سرد کو؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ناله و حسرت فردی است که در جستجوی همدلی و عشق در میان غم و دردهای زندگی است. شاعر از فراق دوستان و معشوقهها میگوید و به دنبال لحظاتی از شادی و نشئگی میگردد که در کنار رندان و معشوقان سپری شده است. او در میانه بیابان جنون سرگردان است و نیاز به همراهی دارد تا از این حالت رهایی یابد. همچنین به دشواریهای زندگی و نیاز به استقامت در برابر مشکلات اشاره میکند. درد و رنج عمیق او به همدردی و راهنمایی نیاز دارد و او از کسانی که درد نمیکشند میخواهد تا درک کنند که احساس عمیق شبیه به شمعی است که باید راه را روشن کند.