نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

پشیمانی رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

دل زودباورم را به کرشمه‌ای ربودی

چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی

به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما

من و دل همان که بودیم و تو آن نه‌ای که بودی

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم

تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی

ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم

نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی

چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری

خجل از تو چشمه‌ ای چشم رهی که زنده‌رودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و ناکامی شاعر است. شاعر ابتدا از محبت و جذبه‌ی معشوق سخن می‌گوید که دل او را به سادگی ربوده است. با افزایش نیاز و عشق، معشوق به غرور خود بیشتر پرداخته و از شاعر فاصله می‌گیرد. شاعر به احساس ندامت از عدم توجه به معشوق و فرار او از خود اشاره می‌کند. در نهایت، او از درون خود پر از احساسات و غم است، ولی از لب سکوت می‌کند و هیچ شکایتی نمی‌کند. شعر به رابطه‌ی پیچیده و احساسات عمیق عاشقانه بین این دو طرف می‌پردازد و حس از دست رفتن را به وضوح نمایان می‌سازد.