نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

آزاده رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست

سرو چمنم شکوه‌ای از خار و خسم نیست

از کوی تو بی‌ناله و فریاد گذشتم

چون قافله عمر نوای جرسم نیست

افسرده‌ترم از نفس باد خزانی

کآن نوگل خندان نفسی هم‌نفسم نیست

صیاد ز پیش آید و گرگ اجل از پی

آن صید ضعیفم که ره پیش و پسم نیست

بی‌حاصلی و خواری من بین که در این باغ

چون خار به دامان گلی دسترسم نیست

از تنگدلی پاس دل تنگ ندارم

چندان کشم اندوه که اندوه کسم نیست

امشب رهی از میکده بیرون ننهم پای

آزرده دردم دو سه پیمانه بسم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر، بیانگر احساسات عمیق و دردناک اوست. او به احساس تنهایی و ناامیدی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که در میان زیبایی‌ها و شگفتی‌های دنیا، او خود را مانند خار در کنار گل می‌بیند. او از گذر زمان و عمر خود بی‌توجهی می‌کند و به نبودن کسی که با او هم‌نفس باشد، اشاره می‌کند. همچنین، او از سنگینی بار اندوه خود می‌گوید و به نوعی می‌فهماند که در این شرایط، حتی نوشیدن مشروبات هم نمی‌تواند تسکینی برای دردهایش باشد. در کل، این شعر تصویری از احساسات عمیق و جدی شاعر را در مواجهه با زندگی و ناامیدی به تصویر می‌کشد.