گلبانگ رود رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب
بیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشب
فراز چرخ نیلی ناله مستانهای دارد
دل از بام فلک دیگر نمیآید فرود امشب
که بود آن آهوی وحشی چه بود آن سایه مژگان؟
که تاب از من ستاند امروز و خواب از من ربود امشب
به یاد غنچه خاموش او سر در گریبانم
ندارم با نسیم گل سر گفت و شنود امشب
ز بس بر تربت صائب عنان گریه سر دادم
رهی از چشمهٔ چشمم خجل شد زندهرود امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف و اندوه شاعر دربارهی عشق و جدایی پرداخته است. شاعر از حال و هوای شب و صدای آسمانی صحبت میکند و به رفتن غم از دلش اشاره میکند. او احساس میکند که در این شب، دلش نمیتواند از عرش به زمین بیفتد. معشوقی که او به یادش است، دلش را میزند و خواب را از او میرباید. شاعر در غم فقدان معشوق در حال گریه است و اشکهایش به حدی است که باعث شرم رود زندگیاش میشود. همچنین او از نبود گفتوگو با نسیم گل و یاد غنچه خاموشی که در دل دارد، ابراز اندوه میکند. در کل، شعر بیانگر حس عمیق تنهایی و اندوه ناشی از عشقهای ناکام است.