نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

سرگشته رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد چهارم / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی‌روی تو راحت ز دل زار گریزد

چون خواب که از دیده بیمار گریزد

در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسود

آسودگی از مرغ گرفتار گریزد

از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیست

سرگشته نسیم از گل و از خار گریزد

شب تا سحر از ناله دل خواب ندارم

راحت به شب از چشم پرستار گریزد

ای دوست بیازار مرا هرچه توانی

دل نیست اسیری که ز آزار گریزد

زین بیش رهی ناله مکن در بر آن شوخ

ترسم که ز نالیدن بسیار گریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس دل‌تنگی و رنج است. شاعر از عدم آسایش و آرامش در وجود خود می‌گوید، که همانند خواب از دست می‌رود و به راحتی نمی‌تواند آرامش پیدا کند. او شب‌ها از ناله‌های دل بیدار می‌ماند و حتی از آزار دوستان و دشمنان نیز فرار نمی‌کند، زیرا عاشق است و دلش توان تحمل آزار را دارد. در انتها، شاعر می‌ترسد که ناله‌هایش آن محبوب را فراری دهد. در کل، شعر حس ناامیدی، عشق و درد را به تصویر می‌کشد.