نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بهوش باش که در بارگاه رد و قبول

کمال عین ذواتست و فصل عین فصول

اگر قبول و گر رد کنی خلاصم کن

شدم هلاک ز ماخولیای رد و قبول

دچار او نشدم تا ز خویش برگشتم

فناست تجربه کردیم کیمیٰای قبول

رسیده شاهد معنی ز صورت زشتت

ببین که از چه به خود گشته‌ای دلا مشغول

نبوده یکنفسی بی‌پیاله تا بوده

رضی ز زهد و ریا بی‌حساب و نامعقول

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق مفهوم رد و قبول و تاثیر آن بر وجود انسان اشاره دارد. شاعر می‌گوید در دنیای وجود، قبول و رد هر چیزی به کمال و فصل مرتبط است. تجربه‌ی رد و قبول او را به هلاکت می‌کشاند و نشان می‌دهد که این وضعیت را تا زمانی که از خود فاصله نگرفته، تجربه نکرده است. همچنین اشاره می‌کند که موجودیت انسان باید از ظاهر بگذرد و به معانی عمیق‌تری بپردازد. در نهایت، به این نکته می‌پردازد که هیچ کس بدون حقیقت و درک واقعی از وجود نمی‌تواند به آرامش دست یابد و زهد و ریا در واقع بی‌معنی و غیرمنطقی است.