غزل شمارهٔ ۷۷ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای کاش که بود ما نبودی
یا بنمودی هر آنچه بودی
نگشود ز کعبه در کسی را
از ما در دیر را سجودی
ز افسانهٔ واعظان فسردیم
ای مطرب عاشقان سرودی
کی مرد غم تو بودم ای عشق
صد بار فزونم ار نمودی
جز دوست اگر ز دوست خواهی
در مذهب عاشقان جهودی
مجنون توام چنانکه بودم
با ما نهای آنچنانکه بودی
ای دل چه به های های گریی
هوئی مگر از رضی شنودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساساتی عمیق و عاشقانه سخن میگوید و به جدایی و غم عشق اشاره دارد. او آرزو میکند که ای کاش معشوقهاش در کنار او بود و خود را به طور واقعی نشان میداد. شاعر از بیحالی و اندوه خود سخن میگوید و به تلاش دیگران برای فهمیدن عشق و جدایی اشاره میکند. او با اشاره به حال خود به احساسات عمیقش نسبت به عشق میافزاید و خود را همچون مجنون میداند که دل و جانش فقط برای معشوقش است. در نهایت، شاعر به گریهاش اشاره میکند و از شنیدهها از رضایت یا خشنودی میپرسد.