نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی

بیچاره جان چه کردی با ننگ زندگانی

داراست هر که جان برد از چنگ مرگ بیرون

ما جان به مرگ بردیم از چنگ زندگانی

بی‌عشق کس ممیراد، بی درد کس مماناد

کان عار مرگ باشد وین ننگ زندگانی

میبرد زندگانی گر جان ز چنگ مردن

کس جان بدر نمیبرد از چنگ زندگانی

ای آنکه سنگ کوبی بر سینه از غم مرگ

گویا سرت نخوردست بر سنگ زندگانی

ای آنکه زندگی را بر مرگ می‌گزینی

یا رَب مبارکت باد او‌رنگ زندگانی

پیوسته زندگانی در جنگ بود با ما

با مرگ صلح کردیم از ننگ زندگانی

دوری او رضی را نزدیک گشته گویا

کاثار مرگ پیداست از رنگ زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع زندگی و مرگ می‌پردازد و نارضایتی خود را از زندگی بیان می‌کند. او اشاره می‌کند که زندگی بدون عشق و درد، بی‌معناست و مرگ به هیچ‌وجه عار نیست. شاعر می‌گوید که زندگی مانند جنگی است که با ما درگیر است، اما با مرگ صلح کرده‌ایم. همچنین، دوری از محبوب، به نوعی نزدیک‌تر شدن را نشان می‌دهد و در نهایت، رنگ زندگی و مرگ را در هم می‌آمیزد و نشان می‌دهد که زندگی در واقع ننگی است که از مرگ نیز سخت‌تر به نظر می‌آید.