نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گردون ز برای هر خردمند

صد شربت جان گزا در آمیخت

گیتی ز برای هر جوانمرد

هر زهر که داشت در قدح ریخت

از بهر هنر در این زمانه

هر فتنه که صعبتر برانگیخت

جز آب دو دیده می نشوید

خاکی که زمانه بر رخم ریخت

بر اهل هنر جفا کند چرخ

نتوان ز جفای چرخ بگریخت

چون هست زمانه سفله پرور

کی دست زمانه بر توان بیخت

چون کون خران همه سرانند

دست از دم خر بباید آویخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حال و روز دشوار اهل هنر و خردمندان اشاره می‌کند. او می‌گوید که در دنیای پر از فتنه و بلا، تنها اشک‌ها و رنج‌ها هستند که می‌توانند پاک کننده‌ی دل و جان آدمی باشند. همچنین، شاعر به ظلم و جفای زمانه اشاره می‌کند که به اهل هنر سخت می‌گذرد و نمی‌توان از آن گریخت. در نهایت، اشاره می‌کند که در جامعه‌ای که افراد ناتوان و بی‌نما هستند، باید از مهم‌ترین مسائل و افراد دوری کرد و به مسیر درست هدایت شد.