نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش

ور چرخ سرکش آید بر همدگر زنیمش

گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش

ور قلعه‌ها درآید ویرانه‌ها کنیمش

گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم

ور این فلک سر آمد ما چشم روشنیمش

بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش

عالم درخت زیتون ما همچو روغنیمش

چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد

ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق به "شمس تبریز" است. شاعر می‌گوید اگر کسی بخواهد از او جدا شود، او را از خود دور می‌کند. در صورت بروز مشکلات، آنان به یکدیگر یاری خواهند رساند. شاعر همچنین تأکید می‌کند که اگر جهان به دنبال چیزی باشد، آن‌ها نیز مانند جان برای یکدیگر هستند. درخت زیتون نماد پایداری و دوام است و آن‌ها در خدمت عشق و محبت همواره حاضرند. به‌طور کلی، شعر به عشق، وفاداری و اتصال عمیق میان عاشق و معشوق اشاره دارد.