نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

من و تو دوش شب بیدار بودیم

همه خفتند و ما بر کار بودیم

حریف غمزه غماز گشتیم

به پیش طره طرار بودیم

بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم

که با عشق نهانی یار بودیم

اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد

به پیش صانع جبار بودیم

عجب نبود اگر ما را ندیدند

که ما در مخزن اسرار بودیم

بیاوردیم درها ارمغانی

که یعنی ما به دریابار بودیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شب بیداری و عشق پنهانی اشاره می‌کند. او و معشوقش در حالی که دیگران خواب هستند، در حال گفتگو و تبادل احساسات هستند. آنها در عمق احساسات و رازهای خود غرق شده‌اند و این عشق را ابراز می‌کنند. ارتباط آنها فراتر از ظاهر است و در دنیای اسرار آمیز عشق خود سیر می‌کنند. بنابراین، آنها به نوعی در دنیای نامرئی از عشق و احساسات حضور دارند که دیگران از آن بی‌خبرند.