غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای روی مه تو شاد خندان
آن روی همیشه باد خندان
آن ماه ز هیچ کس نزادهست
ور زانک بزاد زاد خندان
ای یوسف یوسفان نشستی
در مسند عدل و داد خندان
آن در که همیشه بسته بودی
وا شد ز تو با گشاد خندان
ای آب حیات چون رسیدی
شد آتش و خاک و باد خندان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شادابی صورت معشوق اشاره دارد. شاعر از خوشحالی و خندان بودن چهره معشوق میگوید و به او تشبیهاتی میزند، مانند ماه و یوسف. همچنین از حالتی که در گذشته درها بسته بودند، اکنون به لطف او، همه چیز گشوده و شاداب شده است. شاعر به حضور او که همچون آب حیات است، اشاره کرده و تأثیر مثبتی که بر جهان دارد را توصیف میکند. در کل، شعر به عشق و زیبایی و شادی ناشی از حضور محبوب میپردازد.