نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جان جان‌هایی تو جان را برشکن

کس توی دیگر کسان را برشکن

گوهر باقی درآ در دیده‌ها

سنگ بستان باقیان را برشکن

ز آسمان حق بتاب ای آفتاب

اختران آسمان را برشکن

غیب دان کن سینه‌های خلق را

سینه‌های عیب دان را برشکن

بانشان از بی‌نشان پرده شده

بی‌نشانی هر نشان را برشکن

روز مطلق کن شب تاریک را

بارنامه پاسبان را برشکن

شمس تبریز آفتابی آفتاب

شمع جان و شمعدان را برشکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی دعوت به شکستن مرزها و محدودیت‌ها است. شاعر از جان و وجود انسان‌ها می‌خواهد که جانی تازه و پر انرژی به خود بگیرند و هر آنچه که مانع رسیدن به حقیقت و وجود واقعی انسان‌هاست، بشکنند. او از نور آفتاب و قدرتی که از آن ناشی می‌شود بهره می‌برد تا افراد را به رهایی از قید و بندهای درونی و بیرونی ترغیب کند. در نهایت، شاعر با ستایش شمس تبریز، نماد روشنی و حقیقت، بر اهمیت نور و حقیقت در زندگی تاکید می‌کند.