نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۸۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و شراب و عیش آری

صلا که ساعتی دیگر نیابی

ز مشرق تا به مغرب هوشیاری

چنان در بحر مستی غرق گردند

که دل در عشق خوبی خوش عذاری

از این مستان ننوشی های و هویی

وزین خوبان نبینی گوشواری

در این مستان کجا وهمی رسیدی

گر این مستان ننالند از خماری

به صد عالم نگنجد از جلالت

چنین سلطان و اعظم شهریاری

ولیکن چون غبار انگیخت اسپش

به وهم آمد کر و فر سواری

دهان بربند کاین جا یک نظر نیست

که بشناسد سواری از غباری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عطار نیشابوری به حال و هوای صوفیان اشاره دارد که در حال پرستش و شادی هستند. در اینجا به لذت‌های دنیا و عیش و نوش کنونی و همچنین بی‌خبری از آینده پرداخته می‌شود. شاعر از حالتی صحبت می‌کند که در آن افراد در مستی عشق فرو رفته‌اند و به مسائل دنیوی و جنبه‌های مادی زندگی توجهی ندارند. او به جلال و عظمت الهی اشاره می‌کند که فراتر از درک انسانی است و می‌گوید که در این دنیا هیچ چیز واقعی نمی‌تواند در برابر قدرت الهی قرار گیرد. در پایان، به این نکته اشاره می‌کند که در این لحظه خاص، هیچ کس درک درستی از حقیقت ندارد و همگی در غبار وهم و خیال غوطه‌ورند.