نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری

و تحرقت ضلوعی و جوانحی بناری

و سعادة لیوم نظرالسعود فینا

نزل السهیل سهلا و اقام فی جواری

فدخلت لج بحر بطرا بما اتانی

فغرقت فیه لکن نظرالحبیب جاری

فتحت عیون قلبی فرأیت الف بحر

و مراکبا علیها بهوی الهوا سواری

تبریز حض فضلا و ترابه کمالا

بشعاع نور صدر هو افضل الکبار

تبریز اشفعی لی بشفاعة الی من

زعقات وجد قلبی لحقتة بالتواری

و لاجل سؤ حالی بتواضعی لدیه

و تعرضی هوانی بهواه والصغار

و تقول لا تقطع کبدا رهین شوق

برجاک ما یرجی و یذوب بالبواری

و تتوب من ذنوبی و تجاسری علیه

و لیه عود قلبی و نهایة الفرار

لمعات شمس دین هو سیدی حقیقا

هی اصل اصل روحی و وراء هاعواری

جمع الاله شملا قطعته شقوة لی

فهو الکبیر یعفو لجنایة العصاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاطفی و درونی شاعر نسبت به معشوق و درد دوری از او اشاره دارد. شاعر از آتش عشق و شوق در دلش سخن می‌گوید و از سختی‌ها و رنج‌هایی که در اثر دوری معشوق متحمل می‌شود، ابراز گلایه می‌کند. او به شهر تبریز و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که برای او شفاعت کند. در نهایت، شاعر به تواضع و توبه از گناهانش اشاره دارد و امید دارد که معشوق به او نگاه کند و رحمتش را بر او بیاورد. شعر حاوی تم‌های عاشقانه، روحانی و دعاگونه است و توصیفاتی از سرزمین و معشوق دارد.