نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۲۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان

واسبح سباح حوت فی قلزم‌المعانی

لا تبغ اتصالا نعت جسم

انی اری دنوا انی من‌التدانی

العبد لیس یرضی فی رقه شریکا

فلرب کیف یرضی فی ملکه بثانی

هل عاشق تصدیم عشوقتین جمعا

اعشق فان فیه تخلیص کل غانی

العشق نور روحی صبح الهوی صبوحی

امنیة و فیه مجموعة الامانی

ماالعشق یا معنا یشرک انا و انا

تقنی عن‌المدارک فی خالق‌الحسان

هذاالصدود خانی و النار فی جنانی

یزداد کل یوم عشقی بلا توانی

قلبی علیک یحرص یا رب لا تخلص

یارب زد وقودا سبحان من یرانی

سبحان من یرانی سبحان من رعانی

سبحان من دعانی من غیر امتحان

اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی

عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به موضوع عشق و ارتباط عمیق روحانی می‌پردازد. او از خود می‌پرسد که چگونه می‌تواند در این عشق شریک شود، در حالی که هیچکس نمی‌تواند در جایگاه خداوند شریک باشد. عشق را به عنوان نوری که روح را زنده می‌کند، توصیف می‌کند و اشاره می‌کند که این عشق تمام آرزوها را در بر می‌گیرد. شاعر از عشق‌اش به عنوان یک احساس قوی و روزافزون یاد می‌کند که هیچ گاه کم نمی‌شود. در نهایت، او برای عشقش به خداوند درخواست می‌کند تا این آتش عشق در دلش شعله‌ورتر شود و این عشق را از اعماق وجودش جستجو می‌کند.