نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنان کز غم دل دانا گریزد

دو چندان غم ز پیش ما گریزد

مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست

چو ما را دید جا از جا گریزد

بغرد شیر عشق و گله غم

چو صید از شیر در صحرا گریزد

ز نابینا برهنه غم ندارد

ز پیش دیده بینا گریزد

مرا سوداست تا غم را ببینم

ولیکن غم از این سودا گریزد

همه عالم به دست غم زبونند

چو او بیند مرا تنها گریزد

اگر بالا روم پستی گریزد

وگر پستی روم بالا گریزد

خمش باشم بود کاین غم درافتد

غلط خود غم ز ناگویا گریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره فرار غم از افرادی است که در قلب و ذهن خود دانش و آگاهی دارند. شاعر می‌گوید که غم مانند دزدی است که از افرادی که به حقیقت و دردهای خود آگاهند، فرار می‌کند. او به وضوح بیان می‌کند که غم به کسانی که بینا و دانا هستند، نزدیک نمی‌شود و همواره از آنها دوری می‌گزیند. در نهایت، شاعر از وضعیت خود بیان می‌کند که هرچند او می‌تواند غم را مشاهده کند، اما غم نیز از او می‌گریزد و او را تنها می‌گذارد. به عبارتی، این شعر به نوعی به مواجهه با غم و تلاش انسان برای غلبه بر آن اشاره دارد.