بخش ۱۱ - حکایت سعدی
سعدی شیرازی / باب دوم در احسان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش
چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان از او عفو کرد
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسی با سگی نیکویی گم نکرد
کجا گم شود خیر با نیکمرد؟
کرم کن چنان کهت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نبست
به قنطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار در خورد زور
گران است پای ملخ پیش مور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، داستانی درباره مردی آمده است که در بیابان سگی تشنه را مییابد. او با کمال محبت و نیکطینتی، به سگ آب میدهد. پیامبر خبر میدهد که خداوند گناهان او را بخشیده است. شاعر به مردم توصیه میکند که در اعمال نیکو و وفا به دیگران پیشقدم باشند و یادآور میشود که نیکی به هر موجودی، حتی سگ، بیاثر نیست. همچنین، به این نکته اشاره میکند که بخشش و مهربانی بویژه وقتی که از دسترنج و زحمت خود ببخشد، بیمزد و پاداش نخواهد ماند. در نهایت، او بیان میکند که اعمال نیک همیشه نتیجهای مثبت دارد.