نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۶ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر کلالهٔ مشکین ز رخ براندازی

کنند در قَدمت عاشقان سراندازی

اگر به رقص درآیی، تو سروِ سیم‌اندام

نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی

تو با چنین قد و بالا و صورتِ زیبا

به سرو و لاله و شمشاد و گل نپردازی

کدام باغ چو رخسار تو گلی دارد؟

کدام سرو کند با قدت سرافرازی؟

به حُسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی

نظر، تو با قد و بالای خود نیندازی

غلامِ بادِ صبایم، غلامِ بادِ صبا

که با کلالهٔ جعدت همی کند بازی

بگوی «مطربِ یاران! بیار زمزمه‌ای»

بنال بلبل مستان که بس خوش‌آوازی

که گفته است که صد دل به غمزه‌ای ببری

هزار صید به یک تاختن بیندازی

ز لطفِ لفظِ شکربارِ گفتهٔ سعدی

شدم غلامِ همه شاعران شیرازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر از زیبایی‌های او، همچون قد بلند و لوگو و لطافتش، می‌گوید. شاعر به رقص و نشاط معشوق توجه می‌کند و به تصویر کشیدن عشق و شیدایی عاشقان می‌پردازد. او به باغ و گل‌ها تشبیه می‌کند و می‌گوید که هیچ باغی به زیبایی معشوق نیست. همچنین، شاعر به لذت و شادی ناشی از این جمال اشاره می‌کند و در نهایت به عشق خود به شاعران شیرازی افتخار می‌کند.