سعدی شیرازی
زندگینامهٔ سعدی
مشرفالدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی بهطور مطلق، «استاد» دادهاند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. سعدی در سال ۶۵۵ ه.ق سعدینامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶ ه.ق) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیعبند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کردهاند. سعدی نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به یکی از زبانهای اروپایی ترجمه شده است. او بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری قمری در شیراز درگذشت و در همانجا، که اکنون به سعدیه معروف است، به خاک سپرده شد.
آثار سعدی
شعرهای سعدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — به کوی لالهرخان هر که عشقباز آید
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — امیدوار چنانم که کارِ بسته برآید
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — اگر آن عهدشکن با سر میثاق آید
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — فراق را دلی از سنگ سختتر باید
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — مرو به خواب که خوابت ز چشم بِرباید
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — به حسن دلبر من هیچ در نمیباید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — نگفتم روزه بسیاری نپاید
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — سروی چو تو میباید، تا باغ بیاراید
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — آنک از جنت فردوس یکی میآید
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — شیریندهان آن بتِ عیار بنگرید
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — زنده کدام است بر هوشیار؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — شرط است جفا کشیدن از یار
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — آمد گه آن که بوی گلزار
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — که برگذشت که بوی عبیر میآید؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — تو را سَریست که با ما فرو نمیآید
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — آفتاب است آن پریرخ؟ یا ملائک؟ یا بشر؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — دولت جانپرورست، صحبت آمیزگار
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید