نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به روی توام دل گشاید همی

گرم زلف تو دل رباید همی

لب توست درمان درد دلم

دلم سوی او زان گراید همی

همه سود من هست در وصل تو

فراق توام زآن گزاید همی

شراب آر خیز ای دلارام یار

که هشیار بودن نشاید همی

خوش آید جوانی و عشق و شراب

چو این بود دیگر چه باید همی

ز کاری که دارد تعلق به دل

مرا عاشقی خوشتر آید همی

چو نام می و عاشقی بشنوم

دل اندر بر من نپاید همی

مرا مست کن کانده روزگار

ز هشیار بودن فزاید همی

گرم مست بینی نکوهش مکن

که هر هوشیار این ستاید همی

نتابم سر از راه عشق و شراب

که عقل این چنین ره نماید همی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و تمایل به وصال معشوق است. شاعر از جذابیت و زیبایی‌های معشوق خود سخن می‌گوید و اینکه عشق و شراب جوانی او را به مستی می‌کشاند. او عشق را از هر چیز دیگری برای خود ارزشمندتر می‌داند و می‌گوید که در دنیای عشق و شراب، عقل و هشیاری جایی ندارد. شاعر به حالت مستی و عشق خود افتخار می‌کند و اعتقاد دارد که این حالت برای هر عاشق و هوشیاری مقبول است. در کل، شعر به بیان زیبایی‌های عشق و جوانی و لذت از آن می‌پردازد.