شمارهٔ ۴۵ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تنگ است مرا دل ز غم تنگدهانی
چون موی شدم در هوس موی میانی
از خون جگر چهرهٔ من لالهستان است
تا دورم از آن چهرهٔ چون لالهستانی
ای داده مرا وصل تو هر ساعت سودی
دارم ز فراق تو به هر لحظه زیانی
تیمار من و ناز تو را نیست قیاسی
حسن تو و اندوه مرا نیست کرانی
چون خط و دهان تو به تنگی و به خوشّی
نه غالیهای دیدم و نه غالیهدانی
بوسی ز لب خویش به جانی نفروشی
بفروش کزین کم نبود قیمت جانی
هرچند تو از بندهٔ خود یاد نیاری
بی یاد تو این بنده نبودهست زمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و درد فراق است. شاعر از غم و تنگی دلش سخن میگوید و اشاره میکند که چهرهاش به مانند لاله در اثر درد و رنج دگرگون شده است. او از وصال معشوق و زیان فراق هر لحظه صحبت میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند با محبت و ناز معشوقش مقایسه شود. همچنین به زیبایی و دلانگیزی معشوقش اشاره کرده و تأکید میکند که بوسهای از لب او ارزش جانش را دارد. در نهایت، شاعر میگوید که حتی اگر معشوقش او را فراموش کند، او هرگز نمیتواند یاد او را از دل بیرون کند.