شمارهٔ ۵ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر باده با مشافههٔ دوستان خوش است
جای چمانه بر چمن بوستان خوش است
گلهای بوستان چو رخ دوستان ماست
پس بوستان ما ز رخ دوستان خوش است
گیتی جوان شد از سر و پیری گرفت می
مجلس به زیر سایهٔ سرو جوان خوش است
هم ابر دُرفِشان شد و هم باغ گلفشان
این گلفشان به صحبت این دُرفِشان خوش است
گر جام می به دیده خوش آید شگفت نیست
در جام می لطافت جان است و جان خوش است
بلبل حکایت گل و مل خوش کند همی
او را ز بهر این دو حکایت زبان خوش است
خوش دار دل به عشرت و شادی که در جهان
تا ما خوشیم و عشرت ما خوش، جهان خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لذت فضاهای دوستی، عشق و شادی در زندگی اشاره دارد. شاعر به این نکته تاکید میکند که همراهی با دوستان و لذت بردن از طبیعت و زیباییها، زندگی را خوشایندتر میکند. او از گلها به عنوان نماد دوستان یاد میکند و میگوید که دلخوشی و شادی در کنار دوستان باعث خوشحالی در جهان میشود. همچنین، لذت جام می و بهار را به عنوان نمادهای زندگی شیرین توصیف میکند و توصیه میکند که باید از لحظات خوب زندگی بهرهبرداری کرد.