شمارهٔ ۴۲ ادیب صابر
ادیب صابر / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قرب یک ماه شد که در شب و روز
چشم من ماه و آفتاب ندید
اندر آن خانهام که در همه عمر
هیچ جغدی چنان خراب ندید
ز آتش دل کباب شد جگرم
ز آتش دل کسی کباب ندید
تا در این خانهام ز بیداری
دیدهٔ من خیال خواب ندید
کس حدیث مرا جواب نداد
کس خلاص مرا صواب ندید
هیچ مومن چنین عتاب نیافت
هیچ کافر چنین عذاب ندید
همچنان میخورم طعام و شراب
که کسی خواب دید و آب ندید
هیچ مصلح چنین طعام نخورد
هیچ مفسد چنین شراب ندید
بی خطا بر من این خطاب چراست
بی خطا کس چنین خطاب ندید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حال خود در یک دوره سخت و غمانگیز سخن میگوید. او تقریباً یک ماه است که نه نور ماه و نه آفتاب را دیده و در خانهای زندگی میکند که هیچکس مانند او در آن حال خراب نشده است. دل او به شدت گرفتار آتش اندوه شده و او هیچگاه چنین عذاب و عتابی را تجربه نکرده است. او حتی در حالی که طعام و شراب میخورد، به خواب نمیرود، به این معنا که زندگیاش بدون طعم خوشی و آرامش است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچ مومن و کفاری چنین تجربهای را نداشته و از وضع موجود خود در حیرت و ناامیدی است.