شمارهٔ ۷۳ ادیب صابر
ادیب صابر / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا به محمدت و بر و مکرمت معروف
خط علوم و ادب را شمایل تو حروف
رشید ملک، ادیب عمید، زین الدین
چو دین به هر صفتی کز ثنا رود موصوف
محل کلک تو را رتبت زمین و زمان
بنان و نطق تو را قوت رماح و سیوف
بدین محل که تویی کم ز رتبت تو بود
اگر دوات تو را زلف حور باشد صوف
شنیده ای که چه اعجوبه ساختند از من
ستاره گاه گاه مسیر و زمانه وقت صروف
چو در صنوف معانی مرا نبود نظیر
چه در رسید مرا از بلا، صنوف صنوف
به من رسد هم جور از زمانه پنداری
که قصد او همه از بهر من بود موقوف
همیشه رنج و عنا در صفات حال من است
چنانکه در صفت ایزدی رحیم و رئوف
اگر اسیر حوادث شدم شگفت مدار
به مهر و ماه رسد نکبت خسوف و کسوف
ز خوف بی درمی چون رهم دراین ایام
که حال فضل تباه است و راه جود مخوف
بخوان دعای مرا پس بخر ثنای مرا
که نام محتشمان را ثنا کند معروف
پناه من ز صروف زمانه مجلس توست
همیشه باد مکاره ز مجلست مصروف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش محمدت و ویژگیهای برجسته او در علم و ادب میپردازد. شاعر از مقام ادبی و علمی او به عنوان "رشید ملک ادیب" یاد میکند و بر اهمیت و ویژهگیهای شخصیت او تاکید میکند. همچنین، شاعر از مشکلات و رنجهایی که بر او گذشته، صحبت میکند و احساس میکند که این سختیها به خاطر او و وظایفش بودهاند. در نهایت، او امید دارد که در زمانهای دشوار، مجلس محمدت فضای آرامش و پناه برای او باشد. تمام اینها نشاندهنده ارادت و admiration شاعر نسبت به محمدت و مقام اوست.