شمارهٔ ۱۰ ادیب صابر
ادیب صابر / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
معشوقه طرفه طرفه نماید گل از رخان
وز مشک نافه نافه گشاید بر ارغوان
زان طرفه طرفه، طرفه فروشان همه خجل
زین نافه نافه، نافه گشاید همی دهان
خالش چو دانه دانه سپنداست زیر زلف
زلفش چو حلقه حلقه کمند است بر رخان
زان دانه دانه، دانه نارم شده سرشک
زین حلقه حلقه، حلقه شده بر دلم جهان
رویش چو توده توده گل لعل در چمن
خطش چو تازه تازه بنفشه به بوستان
زان توده توده، توده مرا لعل پر ز زر
زین تازه تازه، تازه مرا عشق پر نشان
چشمش به جمله جمله زمن هوش برد و صبر
جعدش به پاره پاره زمن دل ببرد و جان
زان جمله جمله جمله برانم زدیده اشک
زین پاره پاره، پاره کنم جامه هر زمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و تمام ویژگیهای ظاهری و تأثیرگذاری او را توصیف میکند. معشوقه با گلی زیبا در چهره و عطر دلانگیزش، توجه همه را جلب میکند. چهرهاش شبیه به گلها و چشمانش هوش و حوصله شاعر را میبرد. زلفهایش مانند کمند و خالهایش جذاب و دلنشین است. شاعر همچنین احساسات عمیق خود را از عشق و زیبایی معشوقه بیان میکند و نشان میدهد که چگونه این زیباییها باعث زوال صبر و آرامش او شده است. در کل، شعر به توصیف عشق و زیباییهای معشوقه میپردازد و تأثیر عمیق او بر دل و جان شاعر را بازگو میکند.