شمارهٔ ۹ ادیب صابر
ادیب صابر / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مشک است توده توده نهاده بر ارغوان
زلفین حلقه حلقه آن ماه دلستان
زان توده توده، توده مشک آیدم حقیر
زین حلقه حلقه، حلقه تنگ آیدم جهان
چون قطره قطره آب لطیف است عارضش
وز نور شعله شعله نهاده بر ارغوان
زان قطره قطره قطره آب است در بخار
زین شعله شعله، شعله نارست چون دخان
هر روز دجله دجله ببارم من از دو چشم
کو طرفه طرفه گل شکفاند به بوستان
زان دجله دجله، دجله بغداد دردمند
زین طرفه طرفه، طرفه بغداد شد نوان
تا پشته پشته بار فراقش همی کشم
چو ذره ذره کرد مرا در هوا، هوان
زان پشته پشته، پشته چو کاه آیدم سبک
زین ذره ذره، ذره چو کوه آیدم گران
هجرانش پاره پاره زمن برد خواب و خور
من خیره خیره داده به دست عنا، عنان
زان پاره پاره،پاره شود مر مرا جگر
زین خیره خیره، خیره شود چشم خون فشان
چون نکته نکته در غزل آرم ز وصف او
بختم ز تحفه تحفه دولت دهد نشان
زان نکته نکته، نکته رنج و جراحت است
زین تحفه تحفه، تحفه قبول خدایگان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با تمجید از زیباییها و عواطف ناشی از عشق آغاز میشود. شاعر از عطر و بوی مشک و زیباییهای زلف و چهره معشوق سخن میگوید و شوق و اشتیاق خود را به تصویر میکشد. او به تداوم اندوه و جدایی خود اشاره میکند و از چشمانش که مانند دجله میبارند، مینالد. به نوعی، شاعر احساس میکند که بار فراق معشوق بر دوشش سنگینی میکند و از محنتهای جدایی رنج میبرد. در پایان، او به موضوعات عشق و رنج و تأثیرات آنها بر وجود خود اشاره میکند و آن را با هنر و اشعارش پیوند میزند. شعر به زیبایی عواطف و دردهای عمیق عاشقانه را نمایش میدهد.