شمارهٔ ۱۳ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
کهتر و مهتر از وضیع و شریف
همه از روزگار رنجورند
دوستان گر به دوستان نرسند
اندر این روزگار معذورند
ترکان تو وشاق خورشید
شمشیر زن وفلک سوارند
در بزم چو لاله دلگشایند
در رزم چو شیر پایدارند
در مجلس لهو جان فزایند
در حالت حرب جان نثارند
از پرده لعب گر به ناگاه
بر ماه فلک نظر گمارند
صد تیر به یک کمان نهاده
در دامن آسمان شمارند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تضاد وضعیت انسانها در زندگی اشاره میکند. به این ترتیب که همه، چه بزرگ و چه کوچک، از سختیهای زمانه رنج میبرند و دوستان نیز اگر نتوانند به یکدیگر کمک کنند، معذورند. او همچنین از ویژگیهای ترکان و دلیران سخن میگوید که در میخانه و جنگ به ترتیب شاد و پایدارند. در نهایت به قدرت و دقت آنها اشاره میشود که با تیرهای خود، در آسمان نشانهگیری میکنند.