شمارهٔ ۲ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
همه شراب به یاد بنفشه خواهم خورد
که مر مرا زخط یار یادگار شده ست
چه کس بود که در این روزگار می نخورد
بدین لطیفی و خوبی که روزگار شده ست
طرب ز باده و معشوق و باغ و گل خیزد
طرب گزین تو که هنگام هر چهار شده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر عطر بنفشه را به یاد میآورد و به این موضوع اشاره میکند که همه شرابها را برای یادآوری آن مینوشد. او از زیباییهای زندگی و روزگار میگوید و تأکید دارد که این زمان، فرصتی است برای لذت بردن از شراب، عشق، باغ و گلها. در واقع، شاعر مردم را تشویق میکند که از این لحظات زیبا بهره ببرند.