شمارهٔ ۳ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نظم راوان چو آب روان سینه را به است
شعر روان زجان و روان گداخته است
نادان چه داند آنکه سخندان به گاه نظم
جان را گداخته است و از آن شعر ساخته است
در گوش عاشقان سخن و قول شاعران
خوشتر ز بانگ بلبل و آواز فاخته است
مدخل که حق نظم نداند شناختن
مقدار شعر و قدر ثنا کی شناخته است
من دانم از طریق هجا کینه آختن
رایض دراین طریق بسی کینه آخته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و اهمیت نظم و شعر اشاره میکند. او میگوید که شعر مانند آب روان است که جان را تازه میکند و احساسات را به زیبایی بیان میکند. نادانان نمیدانند که شاعر با نظم و آهنگ خاصی، از جان خود سخن میگوید و هنری را خلق میکند. همچنین، او تأکید میکند که سخن شاعران برای عاشقان از تمام آوازها دلنشینتر است. در نهایت، شاعر اذعان میکند که برای درک واقعی شعر و ثنا، باید به اصول نظم و هجا آشنا بود.