شمارهٔ ۲۶ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو تو هرگز نبوده ست و نباشد
جوان بخت و سخی طبع و سخندان
همی احسان کنی با خلق دایم
از آن کرده ست ایزد با تو احسان
همی داری عزیز آزادگان را
زبهر آن عزیزت کرده یزدان
خداوندا اگر چه پیش از این عهد
ز من نامی نبود اندر خراسان
به قول تو مرا بنواخت خسرو
به سعی تو مرا بنواخت سلطان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و شکرگزاری از خداوند و صفات نیکوکارانه انسان اشاره دارد. شاعر به جوانی خوشبخت و سخاوتمند اشاره میکند که همیشه به دیگران احسان میکند و این باعث شده که خداوند نیز به او احسان کند. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که با وجود عدم شناخت قبلیاش در خراسان، به واسطه اراده خداوند و تلاش خود، مورد توجه و محبت پادشاه قرار گرفته است. این متن بیانگر ارتباط متقابل بین انسان و خداوند و ستایش از نعمتهای زندگی است.