نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ ادیب صابر

ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای طره های خوبان از نافه تو بویی

هژه هزار عالم در عرصه تو گویی

چون شمع جمله دادی پروانه غمت را

وانگه ز تو ندیده پروانه هیچ رویی

حسن هزار لیلی از گلبن تو رنگی

عشق هزار مجنون از جرعه تو بویی

ای دست غارت تو در چار سوی عشقت

سرهای گردنان را آویخته به مویی

کام دلی برآور از دولت جمالت

تا کام دل بیایی از دولت نکویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیه‌ها و استعاره‌ها، از عطر دل‌انگیز طره‌های محبوب صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که عشق و زیبایی او چنان قدرتمند است که هر چیز زیبایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. معشوق خود را مانند شمعی می‌بیند که پروانه‌ها را جذب می‌کند، اما پروانه‌ها هرگز نتوانسته‌اند روی او را ببینند. همچنین، شاعر به زیبایی بی‌نظیر معشوق و قدرت او در عاشق کردن دیگران اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که کام دل عاشقان را با جمال خود پر کند.