شمارهٔ ۳۶ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای زلف تو چون وعده وصلت به درازی
خوبیت حقیقت بود و وعده مجازی
دلداری و دل را زسر عشوه فریبی
جانانی و جان را همه در وعده گدازی
ابروی بطاق تو دو محراب نماز است
لیکن سخنت نیست گه وعده نمازی
نشنیده ام از کس که بنازید به تنگی
تا چند به چشم و دهن تنگ بنازی
برهیچ سبب لاف ز تنگیت روا نیست
جز در عدد عمر خداوند درازی
لشکرکش و دشمن کش و دین گستر و کین ور
اتسز ملک عالم عادل شه غازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان زیباییهای معشوق و عشق میپردازد. شاعر زلف معشوق را به وعدهای دراز تشبیه میکند که واقعیت آن زیبایی است و وعدههای فریبنده در آن وجود دارد. او از دلداری و فریب عشقی حرف میزند که جان را تحت تاثیر قرار میدهد. ابروهای معشوق برای او مانند محراب نماز است، اما کلام معشوق از حقیقت دور است. شاعر به تنگی و زیبایی معشوق اشاره میکند و از ناپایداری آن گلایه میکند. در نهایت، او به قدرت و عدالت یک فرمانروای بزرگ اشاره دارد که در دنیا حاکم است.