نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا

آهوان از چشم نگذارند صیاد مرا

گر‌چه من چون غنچه دارم مُهر خاموشی به لب

نَکهتِ گل می‌کند تفسیر، فریاد مرا

کارها را کارفرما آب و رنگی می‌دهد

ور‌نه جوی شیر زنّاری است فرهاد مرا

صیدِ لاغر‌دام با خود دارد از پهلوی خویش

حاجتِ دام و کمندی نیست صیاد مرا

قطره‌ای هم در سوادِ دیده‌اش می‌بود کاش

اینقدر آبی که در تیغ است جلاد مرا

صبرِ من در بی قراری‌ها قیامت می‌کند

ورنه می‌گیرد ازو خط، عاقبت داد مرا

از ادب صائب خموشم، ورنه در هر وادیی

رتبهٔ شاگردی من نیست استاد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات و درونیات شاعر است. شاعر از عشق و محبت سخن می‌گوید و می‌گوید که اگرچه ظاهراً سکوت کرده اما در دل احساسات قوی‌ای دارد. او به تضاد میان عشق و درد اشاره می‌کند و می‌گوید که کارهای زندگی به ظاهر زیبا هستند اما در حقیقت ممکن است بدون واقعیّت باشند. شاعر به فکر و صبر خود در مواجهه با مصائب تأکید می‌کند و در نهایت به جایگاه خود در جهان ادبیات اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه خاموش است، اما در درونش افکار عمیق و بیدار دارد.