غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست
هست دایم در نظر آن کس که از دل دور نیست
دشمنی با شوربختان چرخ بیجا می کند
این کباب خوش نمک محتاج چشم شور نیست
می دهد اندوختن داغ پشیمانی ثمر
آتشی چون شهد بهر خانه زنبور نیست
شکوه ها دارد ز شور عشق داغ بوالهوس
دیده بی شرم را حق نمک منظور نیست
از رگ خامی ندارد راه دل در بزم عشق
چینی مودار، باب مجلس فغفور نیست
تیغ را بی دست و پا سازد سپر انداختن
خاک اگر سر پنجه خورشید تابد دور نیست
دشمنان را مهربان سازد دل بی کینه ام
آشنارویم، ز من بیگانگی مقدور نیست
آسمان صائب ز جوش اشک من در هم شکست
شیشه نازک حریف باده پر زور نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و تجربههای عشق و دوری میپردازد. در آن اشاره میشود که کسی که از دل دور است، در نظر مفهومی ندارد و هر که از دل نزدیک است، همواره در نظر خواهد بود. شاعر به دشواریها و رنجهای ناشی از عشق و انتظار اشاره میکند و میگوید که آتش عشق میتواند دردآور باشد. همچنین از مهربانی در دل و غفلت از دشمنیها به عنوان یک ویژگی مثبت یاد میشود. در نهایت، شاعر به شدت احساساتش و تاثیر اشکهایش بر آسمان و اطرافش اشاره میکند. به طور کلی، این اشعار به عمق تجربههای عاشقانه و احساسی انسانی پرداخته و نشاندهندهی زیباییها و دردهای عشق است.