نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت

خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت

خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب

گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت

گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف

موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت

تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار

صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت

نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان

چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت

خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا

در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامینی از عدم موفقیت در یافتن معنی و حقیقت در زندگی می‌پردازد. شاعر به وضوح می‌گوید که تلاش‌های او برای شناخت و خودنمایی به جایی نمی‌رسد و در محیطی که در آن زندگی می‌کند، هیچ‌کس در پی او نیست. همچنین، جواهرات و زیبایی‌ها نیز در عالم واقعیت و زندگی روزمره، با وجود تلاش‌ها، قابل دسترسی نیستند. در نهایت، شعر نشان می‌دهد که امید و موقعیت‌های مطلوب، در دنیای پر از محدودیت و تیرگی، به سختی به دست می‌آیند. این احساس ناامیدی و ناکامی در تلاش‌ها و جستجوی حقیقت را به خوبی منتقل می‌کند.