نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوری راه طلب بر دل کاهل بارست

بر دل گرمروان، دیدن منزل بارست

بیش ازین بردل دریا نتوان بار نهاد

ورنه بر کشتی ما لنگر ساحل بارست

غم آواره صحرای طلب منظورست

ور نه گلبانگ جرس بر دل محمل بارست

همت آن است که در پرده شب جود کنند

سایه دست کرم بر سر سایل بارست

غنچه خسبان سراپرده دلتنگی را

گر همه برگ حیات است، که بر دل بارست

در مقامی که سر زلف سخن شانه زنند

باد اگر باد بهشت است، که بر دل بارست

صائب آنجا که کند حسن و محبت خلوت

پرتو شمع سبکروح به محفل بارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و تجربیات انسانی در جستجوی عشق و معنای زندگی می‌پردازد. شاعر به بیان دشواری‌ها و موانع در مسیر طلب و جستجوی منزل می‌پردازد و می‌گوید که تنها با تلاش و تلاش مستمر می‌توان به هدف رسید. همچنین، او به اهمیت احساسات و ارتباطات انسانی اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که محبت و جود در دل‌های ما باید شکل بگیرد. در نهایت، شاعر با اشاره به زیبایی‌ها و نعمت‌های عشق و دوستی، مسیری را ترسیم می‌کند که در آن حقیقت و زیبایی در آغوش هم قرار می‌گیرند.