نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نغمه را در دل عشاق اثر بسیارست

یک جهان سوخته را نیم شرر بسیارست

سنگ طفلان ندهد فرصت خاریدن سر

شجری را که درین باغ ثمر بسیارست

کوته افتاده ترا تار نفس ای غواص

ورنه در سینه این بحر گهر بسیارست

تازه شد جان گل از شبنم پاکیزه گهر

فیض در صحبت ارباب نظر بسیارست

عمر کوتاه کند خنده شادی چون برق

چشم وا کردن و بستن ز شرر بسیارست

هر دری شارع صد قافله تفرقه است

زود بر در زن ازان خانه که در بسیارست

به خوشی می گذرد روز و شب سنگدلان

خنده کبک درین کوه و کمر بسیارست

مکن آشفته ز اخبار پریشان دل جمع

پنبه در گوش نه آنجا که خبر بسیارست

دل مکن جمع ز همواری ابنای زمان

سگ خاموش درین راهگذر بسیارست

خیزد از کشور ما طوطی شیرین گفتار

گر به خاک سیه هند شکر بسیارست

نتوان شست به هر صید گشودن صائب

ورنه در ترکش من آه سحر بسیارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و تجربیات عاشقانه پرداخته و به زیبایی‌های زندگی و جهان اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که در دل عاشقان حسرت و آرزوهای زیادی وجود دارد و با مقایسه، نشان می‌دهد که هرچند عمر کوتاه است، اما در دل انسان‌ها احساسات و زیبایی‌های فراوانی نهفته است. او به تنگناهایی که انسان‌ها در زندگی با آن مواجه می‌شوند و همچنین به لذت‌های کوچک زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به اهمیت و زیبایی محبت و آگاهی نسبت به دنیای اطراف تأکید می‌کند.