غزل شمارهٔ ۱۴۵۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
دیده آبله را هر مژه از نیشترست
همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را
که سرافراز شدن در گرو این نظرست
تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل است
از قدح با لب مخمور گذشتن هنرست
رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرم
نامه حسرت ما خونی صد بال و پرست
چون صدف کاسه دریوزه به نیسان نبریم
جگر تفته ما تشنه آب گهرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و چالشهای آن میپردازد. شاعر تأکید میکند که در مسیر عشق، هر قدم ممکن است با خطراتی همراه باشد و دیدن حقیقت نیازمند نگاه عمیق است. او همچنین به تشنگی روحی انسان اشاره میکند و بر اهمیت صبر و کوشش در دستیابی به حقیقت و معنویت تأکید دارد. در نهایت، شاعر به نیاز به رحمت و حمایت در فرایند عشق و زندگی اشاره میکند.