نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۷۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است

آه ازین راه درازی که ترا در پیش است

پیش جمعی که ز باریک خیالان شده اند

در جهان نوشی اگر هست، نهان در نیش است

بیشتر عفو خداشامل حالش گردد

گنه هر که به میزان قیامت بیش است

پرده پوشی چو خموشی نبود نادان را

کز نظرها کجی تیر نهان در کیش است

عذر سنگین دلی تیغ ترا می خواهد

نمکی کز لب لعل تو مرا بر ریش است

نیست درویش، فقیری که کند فقر اظهار

هر که پوشیده کند حاجت خود درویش است

پیشی قافله ما به سبکباری نیست

هر که برداشته بار از دگران در پیش است

صائب از قدر کفاف آنچه بود یک جو بیش

بر دل قانع من تخم دو صد تشویش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات سفر، صداقت، و فقر می‌پردازد. شاعر به سختی‌های مسیر سفر به حقیقت و صداقت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این راه طولانی و دشوار است. او به غفلت‌زدگان که به باریک‌اندیشی مشغولند، انتقاد می‌کند و می‌گوید اگر نوشی در جهان وجود داشته باشد، غالباً با مشکلات همراه است. همچنین، بر اهمیت عفو خدا و نسبت آن با گناهان انسان تأکید می‌کند. اشاره‌ای به ثروت و فقر نیز دارد، و این که درویشان معمولاً نیازهای خود را پنهان می‌کنند. در نهایت، شاعر حس قناعت و نگرانی‌های درونی خود را بیان می‌کند و می‌گوید که با وجود قناعت، دلش پر از تشویش است.