نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۵۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خط سبزی که به گرد رخ او گردیده است

دفتر دعوی خورشید به هم پیچیده است

برگریزان تو خوشتر بود از گلریزان

در بهار آن که ترا دیده چه گلها چیده است

پله نشو و نما نیست به این رعنایی

سرو از نسبت قد تو چنین بالیده است

گر نه آیینه حذر دارد ازان غمزه، چرا

زره از جوهر خود زیر قبا پوشیده است؟

تا قیامت گرهش باز نگردد چون خال

هر که را فکر سر زلف به هم پیچیده است

شور مرغان چمن حوصله سوزست امروز

گل بیدرد به روی که دگر خندیده است؟

غافل از خال و خط و زلف و دهان تو شده است

ساده لوحی که به خورشید ترا سنجیده است

می ربایند ز هم لاله رخان دست بدست

تا به پای تو حنا چهره خود مالیده است

ماه از شرم عذار تو حصاری شده است

این نه هاله است که بر گرد قمر گردیده است

گر شود شبنم فردوس همان رو به قفاست

عرقی کز رخ آن ماه جبین غلطیده است

دل صد پاره به شیرازه نمی گردد جمع

رشته بیهوده بر این دسته گل پیچیده است

می شود واصل دریای حقیقت چو حباب

هر که صائب نظر از هستی خود پوشیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی می‌پردازد که صاحبان آن ویژگی‌ها به شدت تحت تأثیر او قرار دارند. شاعر با استفاده از تشبیه‌ها و استعاره‌ها به زیبایی چهره و اندام محبوب اشاره می‌کند، و نشان می‌دهد که این زیبایی نه تنها دل‌ها را می‌رباید بلکه طبیعت و بخش‌های مختلف وجود انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در متن، از ترکیباتی مانند "خط سبز"، "پله نشو و نما"، "زره جوهر"، و "ماه از شرم" برای توصیف جذابیت و اثر آن استفاده شده است. همچنین، به تأثیرات عمیق عشق و زیبایی بر روح و دل انسان‌ها اشاره می‌شود. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که حقیقت عشق و زیبایی عمیق‌تر از آن است که در ظاهر به چشم می‌آید.