نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۶۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نغمه‌ها گرچه مخالف بود، آواز یکی است

پرده هر چند که بسیار شود، ساز یکی است

کثرت موج ترا در غلط انداخته است

ورنه در سینه دریا گهر راز یکی است

ذره و مهر، صفای دل ازو می یابند

صد هزار آینه و آینه پرداز یکی است

چون نگردند به گرد سر مجنون شب و روز؟

شوخ چشمند غزالان و نظرباز یکی است

صید فرش است درین دامگه، اما صیدی

که دهد سینه خود طرح به شهباز یکی است

ز اختلاف سخن از راه نیفتی صائب

که درین پرده نه توی، سخنساز یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وحدت در پس ظواهر کثرت می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگرچه نغمه‌ها و صداها متنوع و متفاوت به نظر می‌رسند، اما در حقیقت همگی به یک ملودی واحد اشاره دارند. به همین ترتیب، اگرچه دریا سرشار از موج‌ها و ذرات مختلف است، در عمق آن، حقیقتی واحد نهفته است. شاعر به ما می‌گوید که صفای دل و زیبایی نیز از یک منبع سرچشمه می‌گیرند، و همه چیز به یک حقیقت واحد برمی‌گردد. او با اشاره به مجنون و غزالان، نشان می‌دهد که عشق و زیبایی همگی در یک راستا هستند. در نهایت، او از سخن گفتن و بیان نظرات مختلف نهراسیده و تاکید می‌کند که همه‌ی این‌ها در یک پرده واحد نهفته‌اند و می‌توان به وحدت در تنوع پی برد.