نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در غم و شادی ایام مرا حال یکی است

فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است

حرص دایم ز برای دگران در گردست

حال این بی بصر و دیده غربال یکی است

عرق سعی برای دگران می ریزد

حاصل خواجه ز مال خود و حمال یکی است

هر نفس اهل هوس نیت دیگر دارند

دل این طایفه و قرعه رمال یکی است

پیش سوزن که به یک چشم جهان را بیند

گوهر عیسی و خرمهره دجال یکی است

پیش جمعی که ازین نشأه به تنگ آمده اند

شادی مردن و آزادی اطفال یکی است

دل اگر نرم شود کار جهان آسان است

گره سخت به سررشته آمال یکی است

ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است

تا رسیدم به پریخانه وحدت صائب

پای طاوس مرا در نظر و بال یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات و نگرانی‌های انسان درباره زندگی، تغییرات و احساسات مشترک در غم و شادی است. شاعر می‌گوید که هرچند مناسبت‌ها و حالات ظاهری متفاوتند، اما در واقعیت همه چیز یکسان است. او به حرص و طمع انسان‌ها اشاره می‌کند که در پی منافع دیگران هستند و همچنین به سختی‌های زندگی اشاره دارد که در آن دل‌های مردم به اندازه یکدیگر شبیه‌اند. به عبارت دیگر، انسان‌ها همگی در رنج و شادی به نوعی هم‌سویی دارند و در نهایت، به وحدت و یگانگی در زندگی اشاره می‌کند. این شعر پیام‌هایی از جمله همدلی و درک مشترک انسان‌ها را به تصویر می‌کشد.