نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است

مثال واحد و آیینه خانه پر شده است

به جام باده غلط می کنند ساده دلان

ز بس زرنگ گلم آشیانه پر شده است

نفس گداخته آید نگه به مژگانم

ز اشک بس که مرا چشمخانه پر شده است

کجا ز خواب کند ناله منش بیدار؟

چنین که گوش جهان از فسانه پر شده است

چو رزق مرغ قفس نیست غیر خوردن دل

چه سود ازین که مرا آب و دانه پر شده است؟

توان شنید نوای جرس ز بیضه من

ز بس ز زمزمه عاشقانه پر شده است

عنان گریه مستانه مرا بگذار

که گرد غیر درین آستانه پر شده است

مرا ز شکوه دل ساده ای است چون کف دست

ترا ز خرده من گر خزانه پر شده است

درازدستی مژگان جگر شکافترست

دلم خدنگ قضا را نشانه پر شده است

گر آستانه نشین گشته ام ز خواری نیست

که از شکوه جمال تو خانه پر شده است

علاج گرسنه چشمی نمی کند نعمت

که چشم دام مکرر ز دانه پر شده است

جواب آن غزل میرزا سعیدست این

که عالم از غزل عاشقانه پر شده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و نشان می‌دهد که جهان با وجود زیبایی‌های یگانه و خاص پر شده است. شاعر به احساسات عمیق خود و دل‌تنگی‌هایی که دارد، می‌پردازد و می‌گوید که قلبش پر از عشق و گریه است. او به آرزوی وصال و عشق ورزیدن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که زندگی و معنای آن به عشق و زیبایی‌هایی که در اطرافش می‌بیند، گره خورده است. در نهایت، او تلخی‌ها و دشواری‌های عشق را توصیف می‌کند و می‌گوید که دنیای شاعرانه او پر از احساسات و غزل‌های عاشقانه است.