نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۷۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خال تو ریشه در شکرستان دوانده است

از خط سبز، شهپر طوطی رسانده است

جز خط دل سیه که مبیناد روز خوش

بر شمع آفتاب که دامن فشانده است؟

مجنون من ز کندن جان در طریق عشق

فرهاد را به کوه مکرر جهانده است

تا قامت بلند تو در جلوه آمده است

از رعشه سرو فاختگان را پرانده است

موج سراب می شمرد سلسبیل را

هر کس ز خط سبز تو چشمی چرانده است

با قامت تو سبزه خوابیده است سرو

با چهره تو لاله چراغ نشانده است

دستی است شاخ گل که به مستی نگار من

صائب ز روی ناز به گلشن فشانده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که در دل طبیعت و عشق ریشه دارد. شاعر از نمادهایی همچون طوطی، شمع آفتاب، مجنون و فرهاد استفاده کرده تا علاقه و شیدایی خویش را در برابر معشوق ابراز کند. او به زیبایی قامت محبوبش پرداخته و آن را به سرو و لاله تشبیه کرده و با استفاده از تصاویری از طبیعت، احساسات عمیق و عشق سوزان خود را به تصویر می‌کشد. این شعر به نوعی تلفیقی از عشق، زیبایی و طبیعت است و نشان‌دهنده‌ی تاثیر عمیق معشوق بر دل شاعر است.