غزل شمارهٔ ۲۰۹۹ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کام از جهانِ دون به هوس میتوان گرفت
این شهد ریزه را به مگس میتوان گرفت
در عشق، فیض چاک گریبان غنچه را
از رخنههای دام و قفس میتوان گرفت
غیرت اگر قرار به عاجزکشی دهد
دامان گل ز پنجهٔ خس میتوان گرفت
دست از فروغ باده اگر در حنا بود
تیغ برهنه را ز عسس میتوان گرفت
امروز نیست غیر دل بیغبار ما
آیینهای که پیش نفس میتوان گرفت
دوران خط رسید و تو از حرص دلبری
نشناختی که دل ز چه کس میتوان گرفت
چون صبح اگر عزیمت صادق مدد کند
آفاق را به یک دو نفس میتوان گرفت
با هرزهگو درآی ز راه ملایمت
صائب به پنبه حلق جرس میتوان گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد جذابیتها و فریبایی های دنیا و عشق صحبت میکند. شاعر به تمثیلهایی اشاره میکند که نشاندهنده قابلیت کسب چیزهای زیبا و لذتبخش از جهان مادی و عشق است. او به کارکرد عشق و غیرت اشاره میکند و به این نکته توجه میدهد که اگر انسان بخواهد، میتواند از مسیرهایی که ممکن است دشوار به نظر برسند، به شادابی و زیبایی برسد. همچنین شاعر به این موضوع پرداخته که دل پاک و بدون غبار، آینهای است که میتوان در آن حقیقت را مشاهده کرد. در نهایت، او دعوت میکند که از ملایمت و محبت بهرهمند شویم و از سختیها و مشکلات زندگی نهراسیم.