نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سر زهاد خشک بی شورست

لب دلمردگان لب گورست

سر بی شور، جام بی باده

دل بی عشق زنده در گورست

دل پر داغ، لاله زار بهشت

سر پر شور، قصر پر حورست

در شکستن بود حلاوت دل

شهد در کسر شان زنبورست

چون هما رزقش استخوان سازند

به سعادت کسی که مغرورست

زخم در تیغ می شود ناسور

بس که آفاق پر شر و شورست

چه کنم تن به عاجزی ندهم؟

که زمین سخت و آسمان دورست

ره مده حرص و آز را در دل

که پر و بال دشمن مورست

تلخ شیرین لبان گوارنده است

باده صائب ز آب انگورست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تضادها و چالش‌های زندگی اشاره می‌کند. شاعر به زهاد که بدون شور و عشق هستند انتقاد می‌کند و می‌گوید دل‌های بی‌محبت، مرده‌اند. او می‌گوید که عشق واقعی و شوری در دل باعث زندگی و زیبایی می‌شود. همچنین به لذت‌هایی همچون عشق و شراب که زندگی را شیرین می‌کنند اشاره دارد و می‌گوید که نباید به حرص و آز دل سپرد، زیرا این‌ها انسان را به دشواری سوق می‌دهند. به طور کلی، مضمون شعر در مورد اهمیت عشق و شور در زندگی و تنهایی و سختی‌های ناشی از بی‌علاقگی و سرسختی است.