نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد

اینقدر شد دانه خود را جدا از کاه کرد

تا نگارین شد زمی دست سبو در زیر سر

دست ارباب طمع را از طلب کوتاه کرد

بی‌وداع ما سفر کردن نه از آداب بود

می‌توانستیم آخر همتی همراه کرد

برگ را پنهان کند بسیاری بار درخت

کثرت نعمت زبان شکر را کوتاه کرد

رنگها در روز روشن می‌نماید خویش را

از سیه کاری مرا موی سفید آگاه کرد

با خس و خاشاک، صائب موجه دریا نکرد

آنچه با ما ساده‌لوحان آب زیر کاه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به موضوعاتی چون جدایی، طمع، سفر بدون وداع، نعمت و تجربه‌های زندگی اشاره دارد. او از تلاش و زحمت گوینده برای دستیابی به هدف صحبت می‌کند و می‌گوید که برخی از نعمت‌ها را نمی‌توان به راحتی بیان کرد. همچنین، به تأثیر زمان بر انسان و تغییراتی که در زندگی به وجود می‌آید، اشاره دارد. در نهایت، شاعر به سادگی دل و ناپختگی برخی افراد اشاره می‌کند که به دلیل عدم آگاهی ممکن است در دام مشکلات بیفتند.