غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
خانه اش سازست چون جان خانه پردازی کند
همچو اخگر زود خاکسترنشین خواهد شدن
هر سبک مغزی که چون آتش سرافرازی کند
هر که خواهد بر سر زانوی خوبان جای خود
به که چون آیینه چندی خانه پردازی کند
غوطه در خون شفق زد مهر از تیغ زبان
این سزای آن که با عالم زبان بازی کند
آهوان را وحشت مجنون زوحشت توبه داد
چون بود میدان تهی هر کس سبکتازی کند
شد کف خاکستری بلبل زسوز ناله ام
وای بر خاری که با آتش زبان بازی کند
آن که از آیینه می پوشید رخسار از حیا
این زمان در ساغر می چهره پردازی کند
خودنمایی لازم نودولتان افتاده است
خون چو گردد مشک ناچارست غمازی کند
دلربایی شیوه هر مرغ کوته بال نیست
نقش بندد بر زمین کبکی که شهبازی کند
بلبلان چون غنچه بر لب مهر خاموشی زنند
در گلستانی که صائب نغمه پردازی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین خودسازی، اهمیت وقتگذاری بر روی خود و عواقب ناشی از بیمبالاتی در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که فردی که وقت خود را صرف خودسازی کند، زندگیاش به سامان خواهد بود. در مقابل، کسانی که به بیمبالاتی رفتار میکنند، به زودی به ورطه شکست و ناکامی گرفتار خواهند شد. همچنین، نشان میدهد که خودنمایی و نمایش ظاهری، باطن انسان را فاسد میکند، و در نهایت به فرد یادآوری میکند که زیبایی واقعی ناشی از عمل و دیانت است، نه تظاهر و بازی با کلمات. شاعر به تصویرسازی زیبا و الهامبخش از زندگی و هنر میپردازد و تأکید میکند که زندگی واقعی، باید بر اساس اصول و ارزشهای صحیح بنا شود.